تبليغاتX
آشیق سرسونت
چند گرم تبادل انرژی و ماده و دیگر هیچ
تف می کنم. سبک تر می شوم. بغض می کنم . سنگین تر
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

توان
و آن روز من از شدّت بودم و او از شدّت تر
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

123
یک - دو - سه

امتحان می کنم

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

قانون ششم نیوتن
پرنده ها هر چه دورتر عاشقتر و برعکس.
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

سر بکش با هم برقصیم گرد ِ این جهان فانی
قاعده همین بوده از همان ابتدای انگور. شراب هر چه تلخ تر گیرا تر.
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

ماييم و اتفاق
پیرامون ِ راه بخشي از راه است وقتي رسيدن هدف نباشد تنها.

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

ایثار
همین سی و دو تا حرفی هم که باقیمانده برایم، از آن ِ تو!
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

قرص بندون
حالا که اینطور شد سونامی اندونزی کار من بود. لاغر شدم که شدم. چشم دیدن نداری رفیق؟
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

هم
ما ماهیان صبح

به جد می مردیم

و شما ماهیگیران

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

1
33 هم تمام شد در اين لحظه. رفتيم تو 34( صداي سرفه)
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

<=>
اینجور نیست که دو چیز مساوی حتما با هم برابر باشند
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

پس کلاغ چیه؟
یعنی تو الآن رسمأ اشرف مخلوقاتی؟
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

بد گریه می کند این روزها دلم! دلم!
من امروز فهمیدم گریه بر چند قسم است

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

دقیقا
بار و بندیل رو ببند اینجا دیگه جای تو نیست
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

من یک ایرانی هستم
یا بوقلمون باش غیرقابل قبول، یا شترمرغ باش بچر.
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

فولسفبالیست
خطرناك‌ترين كار آن است كه دست به خطر نزنيم
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

درراه عالمم کرد
گفتم که بوی زلفت. نگذاشت بقیه شو بگم.
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

صورتي ِ كثيف يا گل بهي ِ چرك

هر چه فشار آورد درب اتاق باز نشد كه نشد. اهل و عيال و رفقا پشت درب اتاق، در دستهاي ديو صورتي رنگ خنده داري اسير شده بودند. صدای زمختی از پشت در می گفت: داداش! این در حالا حالا ها به این راحتی باز نمیشود. اگر فکر می کنید که این در اشتباهی بسته شده با درج ارتفاع مورد نظر یا قطر ِ حفره مورد خطر، در موضوع نامه و ارايه توضيحات لازم مکاتبه فرمایید.

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

Repeat this Music Again

Qurda Qu$a Yem Oldum

پ.ن۱: مستی و صدبار تو

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

من یک قلاده سگ هستم

یکی از دلایل مستحکمی که من سگ نشدم به این برمی‌گردد که من خودم بارها دیده‌ام که سگها را با تفنگ می‌زنند آخر سال مامورهای شهرداری. واق واق

پ.ن۱: خیلی بد است وقتی جایی نباشد سگها فرار کنن. سخت بغلم کن.

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

بی پیرهن با اشک یا حق انتخاب
می گم شما که چندتا پیرهن از ما بیشتر پاره کردی به نظرت پیاز قاطی میوه هاس یا نه؟
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

مرزیه بین من و چشمای تو
معشوقه ی من آن نقشه جغرافیایی بالغی بود که بیست و چند ساله شد و یک شب پرنده پر زد و رفت.
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

پشت سر نیست فضایی زنده

من خودم بارها دیدم که یک عدّه خاطرات هر روزشان را در یک دفتر ثبت می‌کنند. می‌گویند مفید است. کلسیم دارد.

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

چراییم؟

نه دامی‌ست نه زنجیر، همه بسته چراییم؟

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

این پست سیاسی نیست 1
ما در هر سه بازی مستحق پیروزی بودیم و چیزی شبیه ۹ امتیاز

پ.ن۱: استحقاق خالی برای کسب ۳ امتیاز کافی نیست

ش.ع۱: این پست کاملا ورزشی ست

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

ماندگاری از توکیو تا کنعان

من زیاد از کارگردانی و این‌جور چیزا سر در نمیارم ولی یادمه که حس تاثیرگذاری دیدار هاچ‌‌زنبور‌عسل با مامانش خیلی بیشتر از دیدار یوزارسیف و یعقوب ِ سیمافیلم بود(ع).

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

جهان بینی اخلاقی

یکی از راههای آدم شدن خوردن سیب از درخت ممنوعه می‌باشد. به راههای دیگر فکر نکن.

ر.ک: آغاز آفرینش

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

ایثار
غروب بود. خورشید پشت کوه بود.

خاله بزه مریض بود

گاو خالخالی دستی به حنجره اش کشید و گفت: بع بع!

یعنی: حسنک کجایی؟

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

نیمکره های خواب

دارم به تشابه کوچه و خط، بن بست و پاره خط، خانه و نیمخط می اندیشم. دارم به اهرام تو می اندیشم. کانتینیو

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

زبان سوزد 5

مرا دردی‌ست اندر دل که ظاهراً چون از جنس گوشت و پوست و دیافراگم و اینجور چیزا نیس کالبدشکافی هم نشون نمی ده.

2 نوشته شده     توسط سرسونت  |